تبليغاتX
سر پهنه گی

سر پهنه گی

بدون هیچ مقدمه آمدم و گزارش خط الراس گنو را گذاشتم

خیلی بی رحمانه شروع دادن بود

خیلی تازه تر از هر چیزی که بشود با کوه در افتادم به نیم ماه هم نمی کشد که مرا کشانده و می برد و خواستی داره

یکی از بچه های شدم در هیئت کوه استان هرمزگان و به زودی برنامه سال ۸۵ را میزارم .......و عکس های رو هم

در نها اینکه خیلی جا داره برای کار و هستم

نمی دونم بقیه اش چی می شه

فقط رفتنی .......جای ایست نداره

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 22  توسط کشمیری ساجده  | 

  
گزارش خط الراس گنو اسفند ماه 1384
 
يكشنبه 21/12/84
2:10 بعد از ظهر حركت از پارك شهر بندرعباس
4:30 تيكو و سللكو كمپ شماره يك
دوشنبه 22/12/84
 4:30 صبح برپا صبحانه حركت به سمت مبتداي خط الراس گنو
12:30 ظهر قله سلاورو بعد از نهار چاي استراحت از شمال قله به سمت پــايين سـرازير شـديم كه مسير سنگي و لازمه احتياط بيشتري داشت چيزي حدود 3 ساعت طول كشيد تا به مسير خط الراسي با شن اسـكي رسيـديم بـا خاكي كه شنيده شد براي پيست ميداني مناسب است هوا رو به تاريكي داشت با طلوع ماه 13 روشن بود عصرانه را خـورده با كمي استـراحت به راه ادامه داديم تا به جايي كه آب قرار برداشتن داشتيم برسيم حدود 2 ساعتي پياده روي به دره مورد نظر رسيديم  آب را پيدا كـرده و در بالاي همـان دره كمپ دوم را زده  شام خورديم با صداي باد خواب گرفتيم 
سه شنبه 23/12/84
 4:30 صبح برپا  حركت به سمت قله سر پهن مسير هر چه بالا تر مي رفتيم خنك تر و نياز به آب كمتر بود مسير سبز و پر درخت تر مي شد با مناظر زيبا تر
10:30 قله سر پهن استراحتي نيم ساعته داشتيم با خوراكي و حركـت به طرف دره بـراي قله نصيري كـه مي شد ديدش و ديگراني چون آنتن دو برار و زندان
12:30 قله نصيري خوردن آب محشر بود وقتي كه به دو ليوان هم مي رسيد با آن ارتفاع كه ابر ها تـن نازك كرده و سايه زده خورشيد مي تابيد مي شد به جهاني فكر برد كه خـالي از درد باشد كه پايينش گذاشته بـاشي از دوش
در سمت غرب قله كمي پايين تر نهار استراحت يك ساعته و نيمه
فرود از قله به دره براي زندان و دوبرار  ديدني تر با تيغه هاي جوان ترس انگيزه اي مي خواست براي خوابي راحت در ميانش پرت باشم تا رسايش
منطقه ي نصيري تا آنتن منظر هاي كوهستاني سردسيري داشت با درختي جنگلك هـايـش سرد بود يـواشـك از منطقه ي كه سر كرده هاي داشت تا ماه بالا زد از كنج ارتفاع آنتن مرا مي بـرد تمـام بردني بـرش هاي مرا مي زد برداشتني از حس شب چارده كه به خواست چيز هاي تازه وادارم مي كرد
بايد خودمان را براي آب به كهنوج بالا مي رسانديم تمام چاردهمي مـاه را تـند راه به شب شديـم در نقره اي دره داشت چيزي از من بالاتر مي دويدن داشت همه چيز عالي پر از حـرارت زندگي گرفته با دستـي كـه در تـاريـكي مي دهد پرتابم از همه جهات  بيايد به بردن از نفس
با ساعت حدود آي8:00 شب  بعد از كلي تند شدن به كهنوج بالا رسيديم كه كمپ سوم را پشت تپه كه خانه هاي خالي از سكونت داشت زديم
چهار شنبه 24/12/84
7:00 صبح برپا جمع كردن كمپ حركت به سمت باغ انـارون در وقت استراحت و صبحانه تصميم عوض شـد بـاغ انارون حذف و از گردنه ي كهنوج بالا و گردنه ي كم پونه براي يال آب گرم حركت كرديم  ساعت حدود اي 6:00  عصر بالاي سر آب گرم رسيديم و كمپ چهارم را زده شام با ماه پانزده تمام از شـرق تمـاشـا داشت و بادي كه تند كرده بود با كلي صدا خواب كرديم 
پنج  شنبه 25/12/84
5:30 برپا حركت به سمت يال آبگرم پر از گرماي بهار به پايين رسيديم كه ماشين به سر قرار نيامد و تا جاده پياده رفته  ماشين گرفتيم و ساعت 12 ظهر بندرعباس .
 
 كشميري _ ساجده به روز بيست و هفتم ماه آخر هشتاد و چارسال 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 13  توسط کشمیری ساجده  |