گهکم کوهی داشت که در زودی به نویسش می کنم
در پرانتز آن که
(باختی دن و رها شد حظی به دست می دهد که سقوط به ارتفاع می خواهد از تن طرف و اطراف را نبودن چنان دلم کرد یقه اش بگیرم در بازنده گی و دو بار و بار وبارها می خاد به بازم به همه تنی دنی ها)
گهکم کوهی داشت که در زودی به نویسش می کنم
در پرانتز آن که
(باختی دن و رها شد حظی به دست می دهد که سقوط به ارتفاع می خواهد از تن طرف و اطراف را نبودن چنان دلم کرد یقه اش بگیرم در بازنده گی و دو بار و بار وبارها می خاد به بازم به همه تنی دنی ها)
کوه شب
2/2/85 حرکت از بندرعباس
هماگ
25/1/85 حرکت از بندرعباس


همه اش گزارش برنامه در آورد شدم حجمی از سنگ ها را در بالا رفت روی کاغذ کشانی دن شکل تکرار را بی چون منی دور از آب های دور تر رفتنی می زند . شب روی بام ( هیچ سه تاره ای پیدایی نمی داد جز نیم خند ماه در زوال شدش )بعد از کلی رفتن فکر آمد، چه طوری در سطح بالا تری رفتن قبلی سطح دیگر جواب نمی دهد هی بالا شدن میخواهد این بالای غایی ، این نها کی اتفاق میشود که بس کند؟
در برداشت آخر آمد این چی
گاز دن دانه گیری به گوش لمس از لب جوش چشان
سر از موی تو میکشم کوتاه به راه داشت یقینن یقه
سیب های سبزی در کنار تو سرخ خوب اند و تر
در مشت تو آمدن همه به عمق کشی خوش به حالتم شد
به پا دره ام تو كوهي خنك برف داري
ره داده اي مسير دره كه پر از فضاي خالي افق داشتيم بالا تر بريم همه تن من تن داده اي شبي است كه بايد ماه بياد بالا تر از همه روابط آتش نمي شد روشني جز بر انگيختگي ام براي تو پيغام بياورد بيدارم كن وقتي خواب نيستم تو گام بر گير برج اسدي كه راه مي دهد به كيسه سر بر مي گرداند چيه

گزارش شير كوه يزد بهار 1385
پنج شنبه 3/1/85
6:00 بعد از ظهر حركت ازترمينال شهر بندرعباس
جمعه 4/1/85
5:30 صبح ترمينال يزد
حركت از ترمينال با مي ني بوس به مقصد ده بالا هوا سرد ابري با ارتفاعات مورد نظري كه در سمت غرب به چشم مي آمد بـا گـذر از شهر تفت و روستاي طزرجـان به ساعت 6:30 به ده بـالا رسيديم بـا پر از درختان شكوفه داده سفيد صورتي برفي آرام و بي باد شـروع خوبـي داد هـر چه بالا تر مي شديم برف از باد بيشتر ميكرد تا دره نجيب همه تندي داشت به ديدن سفيـدي همه چيز كه بارش داشت تا پوشـانـدن و نديدن بعد از كـلي ساعات راه با پي مايي از دره و مسير براي پناه گاه رسيدن 11:30 رسيديم با ديگراني كه آمده بودند
نهــار استـراحت تـا شـام آنجـا بوديـم و خـواب، بـاد بـه شـدت شـده بـود تمـام شـب صـدا داشـت و سـرد بود
شنبه 5/1/85
4:30 صبح بر پا صبحانه و آماده شدن براي صعود قله هوا صاف با كمي باد تمام دي شب باد دار برف هـا را وزيده برده بود 6:30 حركت به طرف قله آفتاب قرص روشني بود كه مي تابيد بـا منظره ي پـوشيده از كپـه هـاي بـرف پشت بوته ها خوابيده باد مي آمد هر چه مي رفتيم تپه بود و تپه با نماي نيمه برفي
9:45 صبح قله
10:00 پناه گاه قله
10:30 برگشت به پناه گاه
12:00 پناه گاه نهار با استراحت
2:00 بعد از ظهر *آموزش گام برداري در برف زدن *كـارگـاه در دو صـورت گـلابي، افقي * يـاد گيري كارگاه y
* صعود و فرود از تپه با يومار زدن، كارابين هشت،گره خـود حمـايت،كـارابيـن سـاده و فرود اسكاتلندي با طناب
6:00 عصر پناه گاه استراحت شام و خواب
يكشنبه 6/1/85
5:00 صبح بر پا صبحانه بستن كوله و آماده شدن براي حركت به سمت پايين
7:00 حركت به پايين با رد شدن از دره نجيب هوا آفتابي و دره كنار ريز از آب شده برف بود
8:30 كنار ديواره( آقاي معماري براي كار روي ديواره رفتند)
2:30 رفتن از كنار ديواره به سمت پايين
3:10 باغ ده بالا نهار استراحت
5:10 مي ني بوس براي يزد
6:00 يزد ترمينال براي بندر عباس بليط براي 8:30 شب حركت
دوشنبه 7/1/85
7:30 صبح بندر عباس
كشميري _ ساجده به پانزده روزي بهار هشتاد به پنج