تبليغاتX
سر پهنه گی

سر پهنه گی

سه پورده ام به تراشکاری  STB (در موقعیت همان خیابان جهان بار)

 سنگ سوم

خوب به تراششان در اشکال مختلف ذهن

که به شکل نمی رسند

دارد به میرم در سریع روز های بی آمد

فکر لب های توام

از هم باز شود

قرار شود به گیرم

هر چه نا آرامی در ساق ها و صدای پوکی می دهد

نه ترس

اسکلت نه دارد 

مرده ای فهمم را می گویند

بعد

کی از استخان هایم بالا می رود

پنل به پنل

پیدای دهید پنجه های پودری به فاصله ی یک بیرون از پا 

این ور زدن

سنگ اولی

سنگ دو  

امروز ۵ شنبه ۲۷ مهر به ماه ۸۵ مسابقات سنگ نوردی جام رمضان اول روز اش با سرطناب آقایان بر گزار شد در سالن ۷ تیر با اول نفری اسحاق پورطرق دومی مهدی معماری سومی مهدی لک زایی فردا جمعه سرعت خانم ها و آقایان برگزاری داره

...........  ...........   ...........  ...........  ...........  ...........  ...........

جمعه ۲۸ مهر ۸۵ سال به ساعت ۱۱و ۳۰ تا شب نیمه

در ادامه نوشت بالا امروز جمعه که دارد ته مانده اش در قورت شنبه می ره مسابقات سرعت هم تمامی گرفت با نفر اولی خانم ها مریم سنجیده(مریم در گذشته ماه در مسابقات کشوری مقام پنجمی شد) دومی طاهره پور طرق سوم کبرا لک زایی فر 

آقایان اول نفر مجتبا لک زایی فر دومی جمشیدی سومی اسحاق پور طرق 

و یه چیزی برای دست های دور در سالن دنیا آمد  

پوسته ات  در استخان هایم   همه در کلیت جاذبه سیب دارد

در جیب هایم باش

صدا از سکه های زر

زار نه زن

باد به زن عجیب به فریب همه سر و گردن های بلند میانه ی ما

عکس هاش به ماند تا از دست کسی به ما به رسد کند     

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 0  توسط کشمیری ساجده  | 

خراب هر چه دیوار بالا نمی رود

از اول می گم

برای روز هایم که خابند شب بسته ام

کمی دور تر از همیشه

می رود من

سه ساعت و نیم به رفت آفتاب

جمعه می آید  

دیوار نمی شود

تو رهایی از دست ها یم که گیرند از جریان رگ کشی      درد داره

شب در مزه ی لب ها        

و سوراخی ناف شکل خودش در آورده

ایجاد از آخر هم       تو رهایی

ظهر بود خنک

پشت دست ها باد می آمد کمی تند

آفتابه به هر صدای ریزش نامربوط      گوش می کشد

باید برم

خراب هر چه دیوار می ریزد

 

هیچ از جایی که هستم نیست  

عکس از آقای معماری مه دی   

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 13  توسط کشمیری ساجده  | 

 kaha kho gay ho 

chanda ji

kaha gom ho jaty ho..
aaj ap ki boht yad ai.
ap ki pix dekhi...mail box may rakhi hy...or ak tasvir mary dil may bi hy..
boht cute, boht sweet..
missing u.. loveing u.

hamary study aglay week say start ho gi..
idher ramzan boht acha nahi hy...
phir bi ham rozay rakthy hy...mary liay doa kero..
salam to ur babi and brothers and family.

جای اسم شکل داده  

nottingham,
uk


عکس ها از امین آقای حکمت نیا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1385ساعت 0  توسط کشمیری ساجده  | 

ریز نوشت اینکه چیز های هستی که نیست و چیز های نیستی که هست

به من ربط ی خورده که بی خبر خبرم می دهد (خنده جایش کج است)

نزدیک یاد آمد همین بس که در آخر هفته گنو بیاید در پا  

 

برنجانم و مرو از جانم

دود ها بردنی اند

آنقدر که دیده می شود گنو    

دست در جیب شوم      نخی به گیرم   

پایین تر کل شیشه را به بینی

سر به گرفته      در بری چون تو نا تمام  

هیچ از جا فکر نمی کنم که نباشد فکری

کار شش ها را بی اندازد بی جان     و

به هم را به ریزد تا می توان اد  

جایی در آمده پا که رد از شبیه خابی است

در بردن هر چه عمیق برگ سبز ها می کشند از دی اکسید

قفسه هی کولوغ می ندازد

زیر پای افلیج شتری     

چند نفر خرما نشت کرده اند (دید رس چشم دوری است از قطار)

در گیر کرد      از خوبی است مچ لای انگشتانت

بی تو        گاز سیب شدن نمی خاهد دندان  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 1  توسط کشمیری ساجده  | 

در به زود به نویسی از خط الراس شرقی گنو می شود خیلی خوب عالی بود حتا تشنگی وقتی هم که می رسیدیم به آب کلی آب از سر و روی در آخر هم سر ما خوردگی نتیجه داد همه چیز خوش گذر آخر شه ری ور در آمد در آب و ماهی که رخ تازه کرده از مهر    

سابیرت آ

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مهر1385ساعت 21  توسط کشمیری ساجده  |