تبليغاتX
سر پهنه گی

سر پهنه گی

راه نمای کوچک را نام یاد نه دارم

از سر نمی شود دیوار که راه نمی دهد

فکر من را همه آب انبار دارد

سیب ها وقت قله را می دانند

نقش از من می گیرد در معمول

سرخی این سوز از برای من تا جهنم برسد

همه چی گیج از این بی دو تایی کرده

داریم چی می بی نیم از سوراخ

می خورن دایر بر دایره  تا همین آ فعلن

آخر چار شنبه را آتش می کشد از مانده هر چی پر ام نمی دهد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 1  توسط کشمیری ساجده  | 

همه چیز خوب چند روز دیگر است

 dar hami kenari bemirad darad

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 0  توسط کشمیری ساجده  | 

 

خراب هر چه دیوار بالا می رود در دوری ...

 

به همه ی مردم شهر سپرده ام پاچه نه گیراند

تنها بلندی های خمیر فهم شدن که شاخ در آورده ریز اش کردن

این همه یعنی اعتلاف زمین و دانش سرازیری

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 0  توسط کشمیری ساجده  |