تبليغاتX
سر پهنه گی

سر پهنه گی

رفتن مهر ماهی ام به دماوند در نیت به غربی بود با دوستان اهوازی و اراکی که نه شد و با همراهی دوستان بندر عباسی به جنوبی بالا رفتیم در یک تجربه ی تازه از همیشه که خوش حال کننده بود – همیشه فکر می کردم رفتن چند باره از یک مسیر فقت تکرار و تکرار بی هوده ای است برای قله – اما در هر رفتن به هر مسیری شکل تازه و جدیدی نمود می دهد و نمی تواند هم مانندی ایجاد کند (یک فلسفه بندی خوبی هم دارد) – و هیچ مسیری را نه می توان بنا بر معمولی بودن اش دست کم گرفت – و این فکر ها در وقتی به سر زده می شود که چه قدر در تاثیر گپ و حرف های دیگران قرار به گیری و نه گیری و اهمیت بدهی که در فکر دیگران چه می گذرد

اهمیتی که در پاهای رفتن است و فکر رونده –

کار با اهمیت و متفاوت کجا انجام می گیرد ؟ چگونه و کی دریافت یک کار با اهمیت و متفاوت / با اعتقاد بر نسبی بودن تعریف های که از کلمات داریم / اتفاق می افتد؟

///////////////////////-----------------------------/////////////////////////----------------------

با دیروز روز که ساعت ها در رکاب هم عرق ریخت ایم و افتادیم و خنده زدیم بلند بلند – در این وقت ماه نیمه خورده داشت بالای سر ما می آمد که دیوانه بازی ها ادامه دار بودند و دست ما نه بود و ادامه دار بود- از چیز های که دست برداری چیز های دست می دهد سر خوش آنه –

تولد مهر ماهی اش نشئه باد و ماه و دریا داشت که از چشم های ما بیرون می زد و می زد به ساحل کناره و ما پا در رکاب  رکاب می زدیم – ما از مریخ سر بیرون نه آورده بودیم که از آنجا آمده باشیم پر از پوست و استخان و احساس فقت پا می زدیم در رکاب – زانوی درد من –

همه چیز برای دوم بار به هماگ ام می کشاند من درخت و تولد مهر و ماهی هم پایی ام -

 dam be dam

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 18  توسط کشمیری ساجده  | 

 

که پی دا نه بود حالا می بی نم اش - دارم سبح می رم سمت اش - دقیقن ۵ سبح در وقتی که صدای مرغ بلند است و از نیمه ی نور کمی زده شده به پخش لای پخش و موها به بلند دست باد -

 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 19  توسط کشمیری ساجده  |