تبليغاتX
سر پهنه گی - خوب خوب است با روز و شبی را که

سر پهنه گی

خت الراس هم چنان رفتنی بود با سرشاری تکرار 

سلاورو/ نام اولین قله ی زایش شده گنو از غرب/ که قرار بود با دست با قلمی ریزش کند و ...

بابا نصیری پر از باد و برفکی های چند روزه ابری

و باز هم بابا نصیری با برف های کم به کم دیشبی که گذران شد

و همه چیز که روز های سر خوشی یک دشتن شبی را ملس ملس انداخته -

و هم دوم کتابی که با در آمدن اش شب ها را با بالش پر هم چنان نرم پر است

و سبح چیزی عجیب خاب است در چشم خیلی عجیب ناک-    

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 21  توسط کشمیری ساجده  |